یه مدتی آپ نبودنم و یه معذرت خواهی برای دوستانی که فکر میکردن رفتم یه جایی دیگه بلاگ بسات کردم نه قربونش من همین جام میام به زودی .
از این ورم گرما دیگه جایی برای وینتر من نذاشته
نوشته شده توسط winterman در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 8 PM موضوع | لینک ثابت
به جرم عشق تو صد زخم کاری بر جگر دارم
جگر سهل است گر خونم بریزی دوستت دارم

نوشته شده توسط winterman در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 1 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
اگه که با موندن من ، غم تو دلت جون ميگيره ميميرم که تا ابد ، قلب تو اروم بگيره 
نوشته شده توسط winterman در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 0 AM موضوع | لینک ثابت
کاش معشوق زعاشق طلب جان می کرد
تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی

نوشته شده توسط winterman در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 1 PM موضوع عشق یا هوس... | لینک ثابت
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم.پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

نوشته شده توسط winterman در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 1 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
مها به کهکشان قسم
به ماه آسمان قسم
به اشک چشم بیکسان
به حزنی خزان قسم
به تارگیسویت قسم
به قد دلکشت قسم
به آن لب شکرفشان
که می برد امان قسم
به خال هندویت قسم
به قلب مهربان قسم
به خواهمت تو را ز جان
به خالق جهان قسم

نوشته شده توسط winterman در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 1 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
در عشق تو کس پای ندارد جز من
در شوره کسی تخم نکارد جز من
با دشمن و با دوست بدت می گویم
تا هیچکست دوست ندارد جز من
نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 9 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
سلام و تشکر از همه دوستان گلم
خب سال ۸۶ هم دیگه داره نفسهای آخرش ومیکشه
و باید با یه خدا حافظی همه رو خوشحال کنه ولی من دلم براش تنگ میشه
اره خیلی زود گذشت و چه بی فاید بود البته برای من
بی خیالش گذشت خدا کنه سال جدید برای همه سال خوبی باشه
با آرزوی 12 ماه شادی
52 هفته خنده
365 روز سلامتی
8760 ساعت عشق
52560 دقیقه برکت
3153000 ثانیه دوستی
پیشاپیش سال نو را تبریک عرض می نمایم
مخلص شما وینتر من
نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 0 AM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي
فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون
فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت
براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟
يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟
من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره
روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟
بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني
اگه واست زهمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگ بدونه من خوش ميگذره؟
دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟
داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره
يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني
فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه
يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم
وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟
حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه
تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه
تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟
دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن
يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون کسي که بيشتر از همه دوست داره
مریم حیدرزاده
نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 3 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
در این دنیا رفاقت هم قدیمی شد
به گرد هم نشستن هم در این عالم قدیمی شد
درخت دوستی برکن در این قرن ستم دیگر
توقع از رفیق ودوست هم دیگر قدیمی شد
به جای مجلس ختم وعزا برخیز و شادی کن
که رسمه مجلس ختم وعزا دیگر قدیمی شد
به گرد شهر می گردم که تا پیدا کنم آدم
به جان حضرت آدم که آدم هم قدیمی شد

نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 2 PM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با یار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی گوره راه زندگانی را

نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 7 AM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
من همان شمعه شب تاریکی هایم
سوسو کنان می سوزم وجاری می شود اشکهایم
عاقبت می رسدعمرم به پایان و وقت خاموشیم
غرق خواهم شد چو قایق در آب و من در میان اشکهایم

نوشته شده توسط winterman در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 3 PM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
یک صبح دیگر
یک صبح دیگر و پای گذاشتن در کوره راه تکراری
بی هدف قدم زنان در خیابان تنگ و تاریک
به سوی نا کجا ها
فریادها از پشت چهره های بدلی
فریاد های بی هوده
که از شدت فریادها صدا ها در هم پیچیده و مفهومی ندارد
ساعت ۲۴
وقت تمام است
و انتظار دوباره ای برای یک صبح دیگر

نوشته شده توسط winterman در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 1 PM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت

واسه اونایی که عشق طبیعت منجمد دارن

نوشته شده توسط winterman در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 10 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
صبا اگرگذري افتدت به كشور دوست
ببر زسوى محبان پيامي بر در دوست
اگرچه دوست به كاهي نميخرد ما را
ولى به عالمي نفروشيم موئي ازسر دوست.

نوشته شده توسط winterman در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 2 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
سلام یه سلام گرم گرم تو این هوای سرد برای شما دوستای خوب![]()
(و یه تسلیت برای فرارسید ماه محرم خوب ازش استفاده کنید)

خب هوا هم که اساسی سرد شده امیدوارم از مریضی به دور باشین و با تن سالم از این
طبیعت سفید منجمدحالی ببرین خدایش خیلی باحاله

ارادتمند شما وینترمن
نوشته شده توسط winterman در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 9 PM موضوع | لینک ثابت
"این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.
" فرانکلین پی جونز"
نوشته شده توسط winterman در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 0 AM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
(این شعرو یه دوست خیلی خوب برام فرستاده بود حیفم اومد که نزارم تو بلاگم)

نکند خاطره هامان پس یک پرده بماند و پراز گرد فراموشی دلها بشود![]()
نکند خاطره هامان نشود حک شده برقلب صداقت![]()
نکند زود بمیرد,نکند تازه زدل خواسته و خسته بمیرد![]()
نکند ما به کسی راست نگوئیم![]()
نکند یاد نگیریم که صداقت زیباست![]()
وپراز راه تماشاست![]()
وپر از لحظه ی دلهای پر از ساکت و تنهاست![]()
ره ما آخرش این جاده ی بی دغدغه باشد![]()
ره ما راه خداحافظی از راه کسانیست![]()
که از حادثه ی عشق ترند![]()
که پر از لحظه ی دیدار صداقت هستند![]()
لحظه ی آخر دیدار بماند بر یاد,دوستان برگردید![]()
خنده بر لب بکنید,زیر لب بسپارید به دلهای رفاقت![]()
حرف دل![]()
دوستی و مهرو وفا را,که همینها که پر از عاطفه اند![]()
رازدار صادقی هستند در حفظ تمام حرفهای خفته در دلهای تنها![]()
یادمان باشد بگوئیم![]()
قلب من باشد برایت![]()
تا ابد با قلب من باش![]()
رازدار حرفهای لحظه های سرد من باش![]()
یاد من باش ![]()
یاد من باش![]()

نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 11 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني
و هستي را با انگشتان من کشف کني

نوشته شده توسط winterman در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 10 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
خب این همه از عشق و عاشقی مطلب جم کردم وگذاشتم تو بلاگ
این دفه میخوام نظر خودمو بگم اونم تو یه جمله
(( عشق دو نقطه است نقطه شروع خواستن و نقطه پایان به دست آوردن ))
اینم یه نظر برفی وسرد برای شما

نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 10 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
نه از خاکم نه از بادم
نه در بندم نه آزادم
نه آن لیلاترین مجنون
نه شیرینم نه فرهادم
فقط مثل تو غمگینم
فقط مثل تو دلتنگم
اگر آبی تر از آبم
اگر همزاد مهتابم
بدون تو چه بی رنگم
چه بی تابم بدون تو

تقدیم به تو![]()
نوشته شده توسط winterman در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 2 PM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
نادانترین افراد کسانی هستند که به مصلحت دیگران ازدواج میکنند.» آرتور شوپنهاور
نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 0 AM موضوع عشق یا هوس... | لینک ثابت
سلام خدمت همه دوستان
و یه تبریک خدمت همه اونایی که بهترین استفاد رو از این ماه کردن
و یه افسوس برای اونا که نتونستن بهره کافی از این ماه ببرن
و چه خوبه که همه روزها وماها مثل ماه رمضون از یه سری رفتارهای زشتمون دست بکشیم
البته منظورم شخص خودمه نه کس دیگه
خب خولاصه مطلب خواستم عید سعید و به همه دوستان تبریک بگم
با آرزوی بهترین روزها برای شما دوستان "کوچولوی همتون وینتر من"
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 11 AM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
پرسيدم عشق چيست؟ گفت آتش است گفتم مگر آن را ديده اي گفت نه در آن سوخته ام

نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 11 PM موضوع عشق چیست... | لینک ثابت
آه دیشب خواب دیدم من عجیب خواب دیدم یک گروه نانجیب
روی بال عشق را خط می زنند هر کبوتر زاده را سر می برند
خواب دیدم فاطمه دخت نبی نور چشم مصطفی ام ابی
چشمهایش پر ز درد و اشک بود گونه هایش جای دست رشک بود
کودکی نام علی را داد زد نام آن عشق جلی را داد زد
فاطمه دیگر علی را یار نیست بهر اشکت یا علی غمخوار نیست
عزم هجرت کرده جان مصطفی همسر غمخوار مولی مرتضی
آخرین دیدار آنها در بقیع بعد از آن ظلم وستمهای فجیع
خاک هم آغوش شد با فاطمه اشک مولا را نبودش خاتمه
آسمان هم سیلی ای از ابر خورد گریه کردو آتشی را سرد برد
آه ،دیشب خواب دیدم من عجیب خواب دیدم یک گروه نانجیب
کینه ای بر سینه خود کاشتند تخم نفرت بر دل خود کاشتند
جانمازی باز در محراب بود قاتل مولا علی در خواب بود
ذجه و ذکر توسل بر خدا ذکر یا رب یا رب و ذکر دعا
عرش لرزید و یاسی سبز مرد چون علی ضربتی از ملجم نامرد خورد

این پست برای شبهای قدر گذاشتم مارو هم دعا کنید یادتون نره
نوشته شده توسط winterman در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 10 PM موضوع تنهایی و اندیشه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

به هرکی گفتم باهاتم دشمن جونه من شد
عاقبت رفاقتش تشنه ی خونه من شد
هر کی به اسم یار اومد چوبه ای دار اوردش
هر چی که من کاشته بودم از ریشه کند و بردش
winterman
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY