
با آرزوي 12 ماه شادي ،
52 هفته خنده ،
365 روز سلامتي ،
8760 ساعت عشق ،
52560 دقيقه بركت ،
3153000 ثانيه دوستي ،
پيشاپيش سال نو را تبريك عرض مي نمايم

چیزی که تو مملکت اصیل و با فرهنگ ما زیاده" چیزی نیست جز عشق و عاشقی .
هر کسی با یه نگاه " یا صدا عاشق می شه و بلعکس متنفر می شه!
اصولا گیرنده های رمانتیک قلب ما ایرانیان خیلی انتن دهیش قویه و اوتومات و فوری جواب میده.
اونچیزی که این روزا ما اسمشو گذاشتیم عشق چیزی جز یه ویروس نیست.
ویروسی که از طریق چشم ها "آهنگ صدا "نوشته ها وتصاویر " اصطکاکات و...منتقل میشه و فوق العاده خطرناکه...
وقتی این ویروس خوشگله وارد تن آدم میشه یه سری اتفاقاتی به شرح زیر صورت می گیرد:
1- بالا رفتن دمای بدن( یه چیزی تو مایه های تب)
2- افزایش ضربان قلب واضطراب وهیجان.
3-کم اشتهایی وبلعکس.
4-بی تفاوتی نسبت به همه چیزغیر از عامل انتقال دهنده ویروس.
5-بی خوابی و آبریزش از چشم و گاهی بینی وبعضی موارد از دهان.
6-سردرد"گلودرد"دل درد"درد مواضع ماهیچه ای گردن وستون فقرات وکمر و اجزای وابسته.
7-فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصمیم گیری عقلانی.
8-تمایل شدید به شماره گیری تلفن.
9-تزلزل شخصیتی و افت اعتماد به نفس وتمایل به مرگ.
10-تمایل به خندیدن یا گریه شدید.
11-افزایش شدید میل خودکشی.
12-ضعف شدیده کلیه دستگاه های عمومی بدن.
13-تمایل شدید به خواندن شعر" شنیدن ترانه و دراز کشیدن روی تخت.
14-فوران اه های متمادی از ته دل.
15-گیجی"منگی"قاط زدن ومیل زیاد به پیاده روی.
16-اعتیاد به سیگار"تریاک"هروئین"مرفین"کوکایین:"وازلین"استالین و....ئین.
17-فعالیت فوق العاده سلولهای تصویر سازی و تخیل مغز.
18-قاطی کردن شب و روز وماه وسال و پارکینسون موضعی مخ.
19-نیاز شدید به محبت و آب یخ وچای و آب قند.
20-توجه بیشتر به آیینه و وسواس شدید صورتی.
21-تمایل بی اندازه به تکیه کردن به یک شخص یا پشتی محکم.
22-خواب روزانه و تغییر هویت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
23-مبتلا شدن به بیماریهایی از قبیل مازوخیسم"قانقاریا"کم حرفیسم"ورمیسم چشمی"کوتاهی قد و وبا!
24-افسردگی و...مرگ.
همونطوری که مشاهده کردید "این ویروس شهرام پهرام حالیش نیست. بی رحم و نامرده و توی تن هر کی بیفته فیتیله پیچش میکنه.
این ویروس هیچ جوری هم درمون نمیشه مگه اینکه یه جورای خاصی دوباره به تن کسی که این ویورس رو منتقل کرده برگردانده شود!!
القصه... بد دردیه این عشق . شاعر میگه:
زدست دیده و دل هر دو فریاد که این عشق است که مارا داده بر باد
ویا :
عشق منو صدا کن این ویروسو از تنم جدا کن
خلاصه...
این جریان عشق آلوده امروزی که ترکیبیه از شهوت "سکس"ذره هایی از عشق اصیل فراموش شده " تنها گریزی" پولداری" بیکاری" اینترنت "چشم و هم چشمی و...
و اما در این بیماری هیچوقت انتقال دهنده اولیه ویروس مقصر نیست بلکه اون گیرنده است که یه جورایی خودشو میندازه توی بدبختی و بیماری عشق.
دکتر شريعتي :وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

خوشبخت ترين پسر کسيه که اولين عشق يه دختر باشه.
و خوشبخت ترين دختر کسيه که اخرين عشق يه پسر باشه

رفتنت را ديدم تو به من خنديدي آتش برق نگاهت دل منو آتش زد و مرا در پس يک بغض غريب در ميان برهوتي تاريک پشت يک خاطره سرد و تهي با دلي سنگ رهايم کردي و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من رفتنت را ديدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي باورم نيست که ديگر رفتي اشک من بدرقه راهت باد

آسمان برای تو ستاره برای من دریا برای تو امواج برای من خورشید برای تو روشنایی برای من همه چیز همه برای تو تو برای من

دستمو بگیر و بگو که تنها دلبرم تویی نگو که بی من تو میری یه یار دیگه میگری بگو که حسرت نگات منو تا ابرا میبره بگو که غربت چشات منو تا دریا میبره بگو که برق خندهات دلم رو آروم میکنه فقط نگو یه روز میری منو تنها می زاری که بی تو میمیرم بگو که بی من تو سرابی دلیل دریا شدنت فقط منم باز بغلم کن و بگو راز نفس کشیدنت منم دلیل موندنت من
...
در اين عصر نفرين کسي مرا دعا ميکند
از اين سکوت غمگين کسي مرا صدا ميکند
وازين تشويش سهمگين کسي مرا رها مي کند
در اين انتظار سنگين کسي مرا نگاه مي کند
در اين سياهي شب کسي مرا زمن جدا ميکند
در اين جهنم نمور کسي زچشم من حيا ميکند
در اين بهشت زبور باز هم کسي خطا ميکند
در اين خيانتگاه عشق باز هم کسي دعوي وفا ميکند
دراين سجدگاه يقين باز هم کسي به خود جفا ميکند
در اين زايشگاه زمان باز هم کسي صفا ميکند
در اين حضور ناطق باز هم کسي درخفا ميکند...

نمی باره جز مصیبت از زمین و آسمون
نمیبینم واسه دستم یه دست پاک و مهربون
نمی بینم واسه دلتنگی دل یه هم زبون
من عاشق عاشقونه پرسم از خدای تو
این نبود رسم وفاداری خودم فدای تو
قصه در به دریمو نمی زارم پای تو
می نویسم عاشقونه خط به خط برای تو
تو هنوزم واسه من امید روز آخری
کمکم کن که رها شم من از این در به دری
چه بخواهی چه نخواهی میمیرم برای تو
دلی دارم که میدونی میکنم فدای تو
پشت پا خوردم از هرکس که میگفت یار منه
چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

به خودم قول می دهم دیگر دلم برایت تنگ نشود قول می دهم دیگر با ترنم صدایت آسمان چشمانم بارانی نشود قول می دهم دیگر با نگاه کردن به عکسهایت عاشق غریب چشمانت نشوم قول می دهم دیگر با خاطراتت زندگی نکنم قول می دهم دیگر دست نوشته هایت را نخوانم و به کلبه دلتنگی ات نیایم اما خوب می دانم نمی توانم به هیچ کدام از قولهایم عمل کنم آخر تو فقط وجودت را از من گرفتی خاطرت در سینه ام جا خوش کرده این یکی را هیچ وقت نمی توانی پس بگیری

خسته ام از لبخند اجباري
خسته از حرفاي تكراري
خسته از خواب فراموشي
زندگي با توهم بيداري
اين همه عشقاي كوتاه
واين تحمل هاي طولاني
سرگذشت بي سر انجام گم شدن تو فصل طوفاني
حقيقت پيش رومون بودولي باور نمي كرديم.

شکسپیر : اگر کسی را دوست داری رهایش کن ... اگر سوی تو برگشت از ان توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده

اعتماد نکن به حرفای قشنگ و عاشقونه
اعتماد نکن به اونکه میگه منتظر میمونـه
انتظار نداشته باش که تنها با تو باشو بس
شک نکن تو مطمئن باش با کسای دیگه هم هست
هرچی که داری تو سینه رو نکن ..نگو که اینه
برای گفتن رازت لبای اون در کمینه
به خنده هاش دل نبازی تو با گریه هاش نسازی
اینا همش یه فریبه که تورو بگیره بازی
مواظب باش که نریزی اشک رو شونه ظریفش
مطمئن باش که با احساس
هیچ وقت نمیشی حریفش

پنج قانون خوشبختي را به خاطر بسپاريدقلبتان را از نفرت پاك كنيدذهنتان را از نگراني ها دور كنيدساده زندگي كنيدبيشتر بخشش كنيدكم تر توقع داشته باشيدهيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

خدایا به من آرامشی عطا کن
تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم
و قدرتی عطا کن
تا تغییر دهم آنچه را می توانم عوض کنم
به من بینشی عطا کن
تا تفاوت این دو را بفهمم
و متوقع نباشم
که دنیا ومردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

هر که از بدی ما به خلق گوید ما چهره به هم نمیخراشیم
ما از خوبی او مدام گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم

اگر بهترین دوستم نیستی ...
لاقل بهترین دشمنم باش ...
اگرغمخوارم نیستی ...
لاقل بزرگترین غمم باش ...
هرچه هستی ...
همیشه بهترین باش ...
چون بهترین ها ...
همیشه در یاد خواهند ماند...
پس در بدترین خاطرهایم ...
بهترین باش ...

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيشه رو دارم

*به شب و پنجره بسپار که برميگردم
عشق را زنده نگه دار که برميگردم
دو سه روزي هم اگر چه تحمّل سخت است
تکيه کن بر تن ديوار که برميگردم
بس کن اين سرزنش (( رفتي و بد کردي )) را
دست از اين خاطره بردار که برميگردم
گفته بودي که به شب چشم به راهم بودي
به همان ديده ي بيدار که برميگردم
بين ما پيشترک هر سخني بود گذشت
راهيت ميشوم اين بار که برميگردم
پشت در را اگر انداخته اي حرفي نيست
به (( شب )) و (( پنجره )) بسپار که برميگردم

هیچ کس دفترچه عمر مرا امضا نکرد
هیچ دستی دست تنهای مرا پیدا نکرد
آنقدر در حجم سنگین سکوتم مرده ام
سنگ حتی این سکوت سرد را معنا نکرد

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم ولی گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم تو نیز به من آموختی چگونه دوست داشتت بدارم اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم پس همیشه دوست دارم.

گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم
به دو گــــونه لطیفت به دو چشم اشـــک ریزم
که ز راه عـاشقی هـــــا ز بــــــلا نمی گــــریزم
به تو ای فرشــــته ی من گــل من بهــــــانه من
که جــدایی از تـــو باشد غـــم جــــاودانه ی من
چـــو تـــو در بــرم نباشی غــــم بی شمار دارم
تــــو بـدان کـــــه با غـــم تـــو غــم روزگــار دارم

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

سعي کن هيچوقت عشق رو گدايي نکني چون هيچوقت به گدا چيز با ارزشي نميدن


کسی که عاشق خودش باشد هیچ رقیبی نخواهد داشت. حماقت یعنی کار واحدی را بارها و بارها انجام دادن و انتظار نتایج مختلف داشتن. جایی که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نیز خواهد بود. با همه مؤدب، با بیشتر کسان اجتماعی، با تعداد کمی صمیمی، با یک نفر دوست باش و با هیچ کس دشمن نباش.
عشق با هم ایستادن زیر باران نیست
عشق یعنی یکی چتر دیگری شود
و آن هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشوده
عشق چیست ؟
۳ ساعت نگاه"۳ساعت خنده
۳ساعت صفا"۳روز آشنایی
۳هفته وفا"۳ماه بی قراری
۳سال انتظار"۳۰سال پشیمانی

دلبــــــران دلبــــــــران
هـــــــــــر بــــــــــــــر
چنــــــــــد عاشـــــقان
مشــــتاق ااااااااززززز
عاشـــــق عاشـــــقان
دلــــــبرند عاشــقترند
به که گویم غم این قصه ی ویرانی خویش
غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش
گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او
که شدم بنده پا بسته و سودایی خویش
به کدامین گنه این گونه مجازات شدم
همه دم بنالم و سوزم زپشیمانی خویش
من از این پس شدم راوی و گویی همه شب
غزل چشم تو وقصه ی نارانی خویش
دوتا ادم برفي دو طرف رودخانه عاشق
هم شدن اونا از عشق هم اب شدند شايد
يه جايي وسط رود خانه به هم برسن
گنه کردم گناهی پر زلذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میانه بازوانی که
داغ و کینه جوی آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصهءعشق
تو را میخواهم ای جانانهء من
تو رامیخواهم ای آغوش جانبخش
تو را ای عاشق دیوانهء من
هوس دردیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بر روی سینه اش مستانه لرزید

<<اشعار فروغ فرخزاد >>
من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد.
من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم
.من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد
.پر معني تــرين كلمـه ما است ... آن را به كار ببر.
عميقتـــرين كلمـــه عشق است ... به آن ارج بنه.
بي رحــــم ترين كلمـــه تنفر است ... از بين ببرش.
سركش ترين كلمـــه حسد است ... با آن بازي نكن.خود خواهانهترين كلمـه من است... از آن حذر كن.
نـاپــايـــدارتــرين كلمه خشم است ... آن را فرو ببر.
بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن.
بـا نشــاط تـــرين كلمـــــه کار است ... به آن بپرداز.
پوچ تـــــرين كلمـــه طمـــــــع است ... آن را بكـش.




