تبليغاتX
lovewinter

lovewinter

winterman

lovewinter

http://lovewinter.blogfa.com

lovewinter

lovewinter

lovewinter

به هرکی گفتم باهاتم دشمن جونه من شد
عاقبت رفاقتش تشنه ی خونه من شد
هر کی به اسم یار اومد چوبه ای دار اوردش
هر چی که من کاشته بودم از ریشه کند و بردش
winterman عشق چیست..

lovewinter

lovewinter
عشق چیست..
هفت سین

اين بار ميخواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم . سبزه با ياد روي سبزه ات . سمنو به ياد شيريني لبخندت . سياه دانه به رنگ چشمهايت . سرکه با ياد ترشي مهربانيت . سيب با ياد طرديه گونه هايت . سکه با ياد درخشش قلبت . سير با ياد تندي کلامت . با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
سال نو مبارک

با آرزوي 12 ماه شادي ،

 52 هفته خنده ،

 365 روز سلامتي ،

 8760 ساعت عشق ،

 52560 دقيقه بركت ،

 3153000 ثانيه دوستي ،

 پيشاپيش سال نو را تبريك عرض مي نمايم

lovewinter

 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
ویروس عشق

چیزی که تو مملکت اصیل و با فرهنگ ما زیاده" چیزی نیست جز عشق و عاشقی .

هر کسی با یه نگاه " یا صدا عاشق می شه و بلعکس متنفر می شه!

اصولا گیرنده های رمانتیک قلب ما ایرانیان خیلی انتن دهیش قویه و اوتومات و فوری جواب میده.

اونچیزی که این روزا ما اسمشو گذاشتیم عشق چیزی جز یه ویروس نیست.

ویروسی که از طریق چشم ها "آهنگ صدا "نوشته ها وتصاویر " اصطکاکات و...منتقل میشه و فوق العاده خطرناکه...

وقتی این ویروس خوشگله وارد تن آدم میشه یه سری اتفاقاتی به شرح زیر صورت می گیرد:

1- بالا رفتن دمای بدن( یه چیزی تو مایه های تب)

2- افزایش ضربان قلب واضطراب وهیجان.

3-کم اشتهایی وبلعکس.

4-بی تفاوتی نسبت به همه چیزغیر از عامل انتقال دهنده ویروس.

5-بی خوابی و آبریزش از چشم و گاهی بینی وبعضی موارد از دهان.

6-سردرد"گلودرد"دل درد"درد مواضع ماهیچه ای گردن وستون فقرات وکمر و اجزای وابسته.

7-فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصمیم گیری عقلانی.

8-تمایل شدید به شماره گیری تلفن.

9-تزلزل شخصیتی و افت اعتماد به نفس وتمایل به مرگ.

10-تمایل به خندیدن یا گریه شدید.

11-افزایش شدید میل خودکشی.

12-ضعف شدیده کلیه دستگاه های عمومی بدن.

13-تمایل شدید به خواندن شعر" شنیدن ترانه و دراز کشیدن روی تخت.

14-فوران اه های متمادی از ته دل.

15-گیجی"منگی"قاط زدن ومیل زیاد به پیاده روی.

16-اعتیاد به سیگار"تریاک"هروئین"مرفین"کوکایین:"وازلین"استالین و....ئین.

17-فعالیت فوق العاده سلولهای تصویر سازی و تخیل مغز.

18-قاطی کردن شب و روز وماه وسال و پارکینسون موضعی مخ.

19-نیاز شدید به محبت و آب یخ وچای و آب قند.

20-توجه بیشتر به آیینه و وسواس شدید صورتی.

21-تمایل بی اندازه به تکیه کردن به یک شخص یا پشتی محکم.

22-خواب روزانه و تغییر هویت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.

23-مبتلا شدن به بیماریهایی از قبیل مازوخیسم"قانقاریا"کم حرفیسم"ورمیسم چشمی"کوتاهی قد و وبا!

24-افسردگی و...مرگ.

همونطوری که مشاهده کردید "این ویروس شهرام پهرام حالیش نیست. بی رحم و نامرده و توی تن هر کی بیفته فیتیله پیچش میکنه.

این ویروس هیچ جوری هم درمون نمیشه مگه اینکه یه جورای خاصی دوباره به تن کسی که این ویورس رو منتقل کرده برگردانده شود!!

القصه... بد دردیه این عشق . شاعر میگه:

زدست دیده و دل هر دو فریاد که این عشق است که مارا داده بر باد

ویا :

عشق منو صدا کن این ویروسو از تنم جدا کن

خلاصه...

این جریان عشق آلوده امروزی که ترکیبیه از شهوت "سکس"ذره هایی از عشق اصیل فراموش شده " تنها گریزی" پولداری" بیکاری" اینترنت "چشم و هم چشمی و...

و اما در این بیماری هیچوقت انتقال دهنده اولیه ویروس مقصر نیست بلکه اون گیرنده است که یه جورایی خودشو میندازه توی بدبختی و بیماری عشق.

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
مرگ آرزوها

دکتر شريعتي :وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
خوشبخترینه کسا

خوشبخت ترين پسر کسيه که اولين عشق يه دختر باشه.

و خوشبخت ترين دختر کسيه که اخرين عشق يه پسر باشه

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
وقتی رفتی

رفتنت را ديدم تو به من خنديدي آتش برق نگاهت دل منو آتش زد و مرا در پس يک بغض غريب در ميان برهوتي تاريک پشت يک خاطره سرد و تهي با دلي سنگ رهايم کردي و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من رفتنت را ديدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي باورم نيست که ديگر رفتي اشک من بدرقه راهت باد

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
برای من باش

آسمان برای تو ستاره برای من دریا برای تو امواج برای من خورشید برای تو روشنایی برای من همه چیز همه برای تو  تو برای من

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
پیشم بمون

دستمو بگیر و بگو که تنها دلبرم تویی نگو که بی من تو میری یه یار دیگه میگری بگو که حسرت نگات منو تا ابرا میبره بگو که غربت چشات منو تا دریا میبره بگو که برق خندهات دلم رو آروم میکنه فقط نگو یه روز میری منو تنها می زاری که بی تو میمیرم بگو که بی من تو سرابی دلیل دریا شدنت فقط منم باز بغلم کن و بگو راز نفس کشیدنت منم دلیل موندنت من ...

lovewinter

 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |

در اين عصر نفرين کسي مرا دعا ميکند

از اين سکوت غمگين کسي مرا صدا ميکند

 وازين تشويش سهمگين کسي مرا رها مي کند

 در اين انتظار سنگين کسي مرا نگاه مي کند

 در اين سياهي شب کسي مرا زمن جدا ميکند

در اين جهنم نمور کسي زچشم من حيا ميکند

 در اين بهشت زبور باز هم کسي خطا ميکند

 در اين خيانتگاه عشق باز هم کسي دعوي وفا ميکند

 دراين سجدگاه يقين باز هم کسي به خود جفا ميکند

 در اين زايشگاه زمان باز هم کسي صفا ميکند

 در اين حضور ناطق باز هم کسي درخفا ميکند...

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
فقط به خاطر تو

نمی باره جز مصیبت از زمین و آسمون

نمیبینم واسه دستم یه دست پاک و مهربون

نمی بینم واسه دلتنگی دل یه هم زبون

 من عاشق عاشقونه پرسم از خدای تو

 این نبود رسم وفاداری خودم فدای تو

قصه در به دریمو نمی زارم پای تو

می نویسم عاشقونه خط به خط برای تو

 تو هنوزم واسه من امید روز آخری

کمکم کن که رها شم من از این در به دری

چه بخواهی چه نخواهی میمیرم برای تو

 دلی دارم که میدونی میکنم فدای تو

 پشت پا خوردم از هرکس که میگفت یار منه

 چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
خاطرات

به خودم قول می دهم دیگر دلم برایت تنگ نشود قول می دهم دیگر با ترنم صدایت آسمان چشمانم بارانی نشود قول می دهم دیگر با نگاه کردن به عکسهایت عاشق غریب چشمانت نشوم قول می دهم دیگر با خاطراتت زندگی نکنم قول می دهم دیگر دست نوشته هایت را نخوانم و به کلبه دلتنگی ات نیایم اما خوب می دانم نمی توانم به هیچ کدام از قولهایم عمل کنم آخر تو فقط وجودت را از من گرفتی خاطرت در سینه ام جا خوش کرده این یکی را هیچ وقت نمی توانی پس بگیری

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 10 PM |
روزهای تکراری

خسته ام از لبخند اجباري

 خسته از حرفاي تكراري

 خسته از خواب فراموشي

زندگي با توهم بيداري

اين همه عشقاي كوتاه

واين تحمل هاي طولاني

سرگذشت بي سر انجام گم شدن تو فصل طوفاني

 حقيقت پيش رومون بودولي باور نمي كرديم.

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
اگه دوست داشت

شکسپیر : اگر کسی را دوست داری رهایش کن ... اگر سوی تو برگشت از ان توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
عشق های دروغین

اعتماد نکن به حرفای قشنگ و عاشقونه

اعتماد نکن به اونکه میگه منتظر میمونـه

انتظار نداشته باش که تنها با تو باشو بس

شک نکن تو مطمئن باش با کسای دیگه هم هست

هرچی که داری تو سینه رو نکن ..نگو که اینه

برای گفتن رازت لبای اون در کمینه

به خنده هاش دل نبازی تو با گریه هاش نسازی 

اینا همش یه فریبه که تورو بگیره بازی

مواظب باش که نریزی اشک رو شونه ظریفش

 مطمئن باش که با احساس

 هیچ وقت نمیشی حریفش

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
قوانین خوشبختی

پنج قانون خوشبختي را به خاطر بسپاريدقلبتان را از نفرت پاك كنيدذهنتان را از نگراني ها دور كنيدساده زندگي كنيدبيشتر بخشش كنيدكم تر توقع داشته باشيدهيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
اما رسم زندگی اینه

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

love winter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
از خدا بخوا

خدایا به من آرامشی عطا کن
تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم

و قدرتی عطا کن
تا تغییر دهم آنچه را می توانم عوض کنم
به من بینشی عطا کن

تا تفاوت این دو را بفهمم
و متوقع نباشم
که دنیا ومردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
تلافی بدی با خوبی

هر که از بدی ما به خلق گوید ما چهره به هم نمیخراشیم

ما از خوبی او مدام گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم

love winter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
بهترین باش

اگر بهترین دوستم نیستی ...
لاقل بهترین دشمنم باش
...
اگرغمخوارم نیستی
...
لاقل بزرگترین غمم باش
...
هرچه هستی
...
همیشه بهترین باش
...
چون بهترین ها
...
همیشه در یاد خواهند ماند
...
پس در بدترین خاطرهایم
...
بهترین باش
...

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
خود کرده را تدبیر نیست

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيشه رو دارم

lovewinter

 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
انتظار

*به شب و پنجره بسپار که برميگردم

عشق را زنده نگه دار که برميگردم

دو سه روزي هم اگر چه تحمّل سخت است

تکيه کن بر تن ديوار که برميگردم

بس کن اين سرزنش (( رفتي و بد کردي )) را

دست از اين خاطره بردار که برميگردم

گفته بودي که به شب چشم به راهم بودي

به همان ديده ي بيدار که برميگردم

بين ما پيشترک هر سخني بود گذشت

راهيت ميشوم اين بار که برميگردم

پشت در را اگر انداخته اي حرفي نيست

به (( شب )) و (( پنجره )) بسپار که برميگردم

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
دلا خو کن به تنهایی که تنهای هم عالمی دارد

هیچ کس دفترچه عمر مرا امضا نکرد

هیچ دستی دست تنهای مرا پیدا نکرد

آنقدر در حجم سنگین سکوتم مرده ام

سنگ حتی این سکوت سرد را معنا نکرد

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 3 PM |
همیشه دوست دارم

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم ولی گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم تو نیز به من  آموختی چگونه دوست داشتت بدارم اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم پس همیشه دوست دارم.

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
عشق و معشوق
ز فراق سینه سوزت غم سینه سوز دارم

گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم

به دو گــــونه لطیفت به دو چشم اشـــک ریزم

که ز راه عـاشقی هـــــا ز بــــــلا نمی گــــریزم

به تو ای فرشــــته ی من گــل من بهــــــانه من

که جــدایی از تـــو باشد غـــم جــــاودانه ی من

چـــو تـــو در بــرم نباشی غــــم بی شمار دارم

تــــو بـدان کـــــه با غـــم تـــو غــم روزگــار دارم

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
عاشق واقعی یعنی این

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
عشق آسمونی

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
اگه میخوای عاشق بشی

سعي کن هيچوقت عشق رو گدايي نکني چون هيچوقت به گدا چيز با ارزشي نميدن

 

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
عالم تنهایی

شب بود و شمع بود ومن بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم اي شب آهسته برو كه غم زياد است اي شمع آهسته بسوز كه شب دراز است

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
رسم عاشقی

کسی که عاشق خودش باشد هیچ رقیبی نخواهد داشت. حماقت یعنی کار واحدی را بارها و بارها انجام دادن و انتظار نتایج مختلف داشتن. جایی که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نیز خواهد بود. با همه مؤدب، با بیشتر کسان اجتماعی، با تعداد کمی صمیمی، با یک نفر دوست باش و با هیچ کس دشمن نباش.

lovewinter 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 1 PM |
شایدم عشق یعنی این

عشق با هم ایستادن زیر باران نیست

عشق یعنی یکی چتر دیگری شود

و آن هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشوده

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 0 AM |
عشق های امروزی

عشق چیست ؟

۳ ساعت نگاه"۳ساعت خنده

۳ساعت صفا"۳روز آشنایی

۳هفته وفا"۳ماه بی قراری

۳سال انتظار"۳۰سال پشیمانی

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
بعضی ها که خودشونو میگیرن ولی دلاشون تالاپ تولوپ میکنه

دلبــــــران       دلبــــــــرانlovewinter                

 

هـــــــــــر       بــــــــــــــر

 

چنــــــــــد       عاشـــــقان

 

مشــــتاق       ااااااااززززز

 

عاشـــــق       عاشـــــقان

 

دلــــــبرند       عاشــقترند

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
از درد عشق باید سوخت
lovewinter

به که گویم غم این قصه ی ویرانی خویش

غم شبهای سکوت و دل بارانی خویش

گله از هیچ ندارم نکنم شکوه از او

که شدم بنده پا بسته و سودایی خویش

به کدامین گنه این گونه مجازات شدم

همه دم بنالم و سوزم زپشیمانی خویش

من از این پس شدم راوی و گویی همه شب

غزل چشم تو وقصه ی نارانی خویش

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 10 PM |
عشق برفی

دوتا ادم برفي دو طرف رودخانه عاشق

هم شدن اونا از عشق هم اب شدند شايد

 يه جايي وسط رود خانه به هم برسن

lovewinter 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 2 PM |
گنه عشقولانه

گنه کردم گناهی پر زلذت

در آغوشی که گرم و آتشین بود

گنه کردم میانه بازوانی که

داغ و کینه جوی آهنین بود

در آن خلوتگه تاریک و خاموش

نگه کردم به چشم پر ز رازش

دلم در سینه بی تابانه لرزید

ز خواهش های چشم پر نیازش

در آن خلوتگه تاریک و خاموش

پریشان در کنار او نشستم

لبش بر روی لبهایم هوس ریخت

ز اندوه دل دیوانه رستم

فروخواندم به گوشش قصهءعشق

تو را میخواهم ای جانانهء من

تو رامیخواهم ای آغوش جانبخش

تو را ای عاشق دیوانهء من

هوس دردیدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پیمانه رقصید

تن من در میان بستر نرم

بر روی سینه اش مستانه لرزید

lovewinter

<<اشعار فروغ فرخزاد >>

 

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 1 AM |
اعتقاد

من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد.

من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم.

من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد.

lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 11 PM |
چند نکته حسابی

پر معني ‌تــرين كلمـه ما است ... آن را به كار ببر. 

 عميق‌تـــرين كلمـــه عشق است ... به آن ارج بنه.

بي رحــــم‌ ترين كلمـــه تنفر است ... از بين ببرش.

سركش‌ ترين كلمـــه حسد است ... با آن بازي نكن.

خود خواهانه‌ترين كلمـه من است... از آن حذر كن.

نـاپــايـــدارتــرين كلمه خشم است ... آن را فرو ببر.

بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن.

بـا نشــاط ‌تـــرين كلمـــــه کار است ... به آن بپرداز.

پوچ تـــــرين كلمـــه طمـــــــع است ... آن را بكـش.

 lovewinter

|ادامه| نوشته شده توسط winterman در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 0 AM |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ