عاشق همه سال مست و رسوا باد
دیوانه و شورید وشیدا باد
با هوشیاری غصه ای هر چیز خوری
چون مست شدی هرچه بادا بادا
ای دوست! که در بند نگاه تو اسیرم
حرفی بزن امروز که آرام بگیرم
حرفی که از آن زمزمه ی عشق بجوشد
حرفی که از آن عطر گل یاس بگیرم
ای کاش که در بند تو باشم همه ی عمر
تا آن دم آخر که کنار تو بمیرم
آخرين ديدارمان به لطافت ديدارهاي قبلي و به گرمي اشک هاي صادقانه گذشت
و من و تو هرگز به پايان نمي انديشيديم.
زيرا آنچه برايمان زيبا بود،دوست داشتن بود
پس بيا تا يکديگر را براي هميشه دوست داشته باشيم
با دست در دست هم هر چند دور از هم.
"به ياد تو اي بي وفا"
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست،
مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند،
دوست بداريم
این مطلب و برام ایمیل کرده بودن دیدم حیف تو بلاگم نباشه شما هم خوب دقت کنید ببینید جزء کدوم دسته هستین
بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است
۱-
اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.
3- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.
4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.
5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.
6-مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.
7-اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .
پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند
ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم.
روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمنماه و بعضی سالها ۲۶ بهمنماه) و در برخی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
یکی از مشهورترین روایت ها در مورد والنتاین
در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بودهاست بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلاودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونهای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر میبرد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان میآمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن میگفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کردهاست، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده میشود.
افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشتهایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی میکردند میفرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شدهاست و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار میگردد.
و بشنوین از دیگر فرهنگها در مورد روز عشق
برخی بر آنند که والنتین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بودهاست. در کشور چین، روزی مشابه والنتین موجود است که تحت عنوان «شب هفتها» نامیده میشود. برابر با افسانهای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین «شب ِ هفتها» در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ بود. روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن به عنوان «تاناباتا» یاد میگردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدیست. در کشور مصر، روز عشق دیگری موجود است که برابر با ۴ نوامبر هر سال است. در کره جنوبی، در ۱۱ دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان «روز پـِپـِرو» موجود است که در آن زوجهای جوان هدایایی به یکدیگر تقدیم میکنند.
و از ایران خودمون بشنوین
سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنان خود، با محبت هدیه میدادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند.
اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمزگان بجای والنتین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

فرارسیدن ماه پیروزی خون بر شمشیر بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد.
هر چه باشی در جهان ایام خارت می کند
هر چه باشی شیر دل گردون شکارت می کند
گر که لبخندی زنی تو از برای دیگران
عاقبت دست طبیعت اشک بارت می کند

به جرم عشق تو صد زخم کاری بر جگر دارم
جگر سهل است گر خونم بریزی دوستت دارم

مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم.پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

مها به کهکشان قسم
به ماه آسمان قسم
به اشک چشم بیکسان
به حزنی خزان قسم
به تارگیسویت قسم
به قد دلکشت قسم
به آن لب شکرفشان
که می برد امان قسم
به خال هندویت قسم
به قلب مهربان قسم
به خواهمت تو را ز جان
به خالق جهان قسم

در عشق تو کس پای ندارد جز من
در شوره کسی تخم نکارد جز من
با دشمن و با دوست بدت می گویم
تا هیچکست دوست ندارد جز من
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره بازم منم همون بهونه هميشگي
فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون
فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم
حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت
براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت
به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟
يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟
من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره
روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟
بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب
يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه
غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني
اگه واست زهمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگ بدونه من خوش ميگذره؟
دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟
داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره
يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني
فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه
يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم
وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟
حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه
تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه
تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟
دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن
يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون کسي که بيشتر از همه دوست داره
مریم حیدرزاده

واسه اونایی که عشق طبیعت منجمد دارن

صبا اگرگذري افتدت به كشور دوست
ببر زسوى محبان پيامي بر در دوست
اگرچه دوست به كاهي نميخرد ما را
ولى به عالمي نفروشيم موئي ازسر دوست.

"این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.
" فرانکلین پی جونز"
(این شعرو یه دوست خیلی خوب برام فرستاده بود حیفم اومد که نزارم تو بلاگم)

نکند خاطره هامان پس یک پرده بماند و پراز گرد فراموشی دلها بشود![]()
نکند خاطره هامان نشود حک شده برقلب صداقت![]()
نکند زود بمیرد,نکند تازه زدل خواسته و خسته بمیرد![]()
نکند ما به کسی راست نگوئیم![]()
نکند یاد نگیریم که صداقت زیباست![]()
وپراز راه تماشاست![]()
وپر از لحظه ی دلهای پر از ساکت و تنهاست![]()
ره ما آخرش این جاده ی بی دغدغه باشد![]()
ره ما راه خداحافظی از راه کسانیست![]()
که از حادثه ی عشق ترند![]()
که پر از لحظه ی دیدار صداقت هستند![]()
لحظه ی آخر دیدار بماند بر یاد,دوستان برگردید![]()
خنده بر لب بکنید,زیر لب بسپارید به دلهای رفاقت![]()
حرف دل![]()
دوستی و مهرو وفا را,که همینها که پر از عاطفه اند![]()
رازدار صادقی هستند در حفظ تمام حرفهای خفته در دلهای تنها![]()
یادمان باشد بگوئیم![]()
قلب من باشد برایت![]()
تا ابد با قلب من باش![]()
رازدار حرفهای لحظه های سرد من باش![]()
یاد من باش ![]()
یاد من باش![]()

عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني
و هستي را با انگشتان من کشف کني

خب این همه از عشق و عاشقی مطلب جم کردم وگذاشتم تو بلاگ
این دفه میخوام نظر خودمو بگم اونم تو یه جمله
(( عشق دو نقطه است نقطه شروع خواستن و نقطه پایان به دست آوردن ))
اینم یه نظر برفی وسرد برای شما

پرسيدم عشق چيست؟ گفت آتش است گفتم مگر آن را ديده اي گفت نه در آن سوخته ام

اگه عشقم حقیره
اگه جسمم کویره
اگه همیشه تنهام
اگه خالیه دستام
برای تو عاشق ترین
عاشق دنیام

تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )
ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر )
وای که چقدر ازت دور شدم
و چه لحظه هایی که اصلا به یادت نبودم
و یا وقتی یادم میوفته که هستی از خجالت نا فرمانیهام
خودمو میزدم به اون راه که من متوجه این مسئله نیستم
و غافل از اینکه خودمو از تو دور میکنم ![]()
و راهی رو پیش گرفتم که پایانی در آن نیست
خدا جونم ای تنها تکیه گاه آدمها
تکیه گاه آدمهایی که فقط وقتی مشکل دارن به یادت می افتن
حد اقل من یکی از اونا هستم و توشه ی من کوله باری از شرم
و چقدر از خودم بدم میاد که این همه نسبت به تو خدا جونم بد بودم
تو ای که اگه دستامو نمی گرفتی هرگز نمیتونستم زانوها خود را از زمین جدا کنم
و روی پاهای خود به ایستمو چه ناشکریها که نکردم
![]()
فقط اینو میتونم بگم که منو ببخش![]()
![]()
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست....

زندگي برگ بودن در مسير باد نيست امتحان ريشه هاست ريشه هم هرگز اسير باد نيست زندگي چون پيچکي است انتهايش مي رسد تا به خدا

خبر از آشنايي نيست اينجا
زشعله ردپايي نيست اينجا
بيا اي دل بيا تا بار بنديم
براي عشق جائي نيست اينجا

عشق یه جور سرابه حباب روی آبه
از دور یه قصر نوره از رو به رو خرابه

ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی )
شبی با خیال تو هم خونه شد دل
نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی ندیدی پریشونیامو
فقط باد وبارون شنیدن صدامو

هر چه مي خواهم غمت را در دلم پنهان کنم سينه مي گويد که من تنگ امدم فرياد کن

بي دل و خسته در اين شهرم و دلداري نيست
غم دل با که توان گفت که غمخواري نيست

ابر بارنده به دريا ميگفت من نبارم تو كجا دريايي،
دردلش خنده كنان دريا گفت
ابر بارنده تو خود از مائي

زندگی اجبار است
مرگ انتظار است
عشق یک بار است
جدایی دشوار است
ولی یاد تو همیشه ماندگار است

اگر خنده ز لبهایم گریزد
اگر اشکم ز چشمانم بریزد
اگر غم با دلم گردد هم اغوش
گمان هرگز مبر ای نازنینم
که یادت در دلم گردد فراموش

ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )
تکیه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند
بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم
ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم !!

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان.

وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )
هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)
چند روزیست که حالم دیدنیست
حال من از این و ان پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفعل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود ان چه می پنداشتیم

عشق افسانه نيست
آنكه عشق آفريد ديوانه نيست
عشق آن نيست كه در كنارش باشي
عشق آن است كه به يادش باشي

آخر ای محبوب زیبا
بعد از آن دیر آشنایی آمدی خواندی برایم قصه تلخ جدایی مانده ام سر در گریبان بی تو در شبهای غمگین بی تو باشد همدم من یاد پیمانهای دیرین آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت در خزان سینه ام مرد اکنون نشسته در نگاهم تصویر پر غرور چشمت یکدم نمیرود از یادمچشمه های پر نور چشمت

امروز ترا دسترس فردا نيست وانديشه فردات به جز سودا نيست
درياب که از روح جدا خواهي رفت در پرده اسرار فنا خواهي رفت
مي نوش نداني زکجا آمده اي خوش باش نداني به کجا خواهي رفت
گر يک نفست به زندگاني گذرد مگذار که جز شادماني گذرد
هشدار که سرمايه سوداي جهان عمر است چنان که خوش گذرد

وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی )










